-
غلط کردم، غلط
جمعه 11 فروردینماه سال 1391 00:50
تکیه کردم بر وفای او غلط کردم ، غلط باختم جان در هوای او غلط کردم، غلط عمر کردم صرف او فعلی عبث کردم ، عبث ساختم جان را فدای او غلط کردم ، غلط دل به داغش مبتلا کردم خطا کردم ، خطا سوختم خود را برای او غلط کردم ، غلط اینکه دل بستم به مهر عارضش بد بود بد جان که دادم در هوای او غلط کردم ، غلط همچو وحشی رفت جانم درهوایش...
-
بدون شرح
دوشنبه 22 اسفندماه سال 1390 13:51
___________________$$$$___$$$$ __________________$$$$$$$_$$$$$$ _________$$$$$$$$$$$$$$$$$__$$$$ _____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$__$$$$ ____$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ ___$$$_$$_$$$$$$$$$$$$$$$$_$$$$$ __$$$$$_$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$ __$$$_$$_$$$$$$$$$$$$$$$$$_$$$ __$$$_$$_$$$$$$$$____$$$$ _$$$$$_$$$$$$$$$$$...
-
سخنان دکتر علی شریعتی در قالب اس ام اس های فوق العاده زیبا
سهشنبه 9 اسفندماه سال 1390 23:56
وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی که او تمام شد من آغاز کردم چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن است مثل تنها مردن . . دنیا را بد ساخته اند … کسی را که دوست داری...
-
sms ارسالی100
دوشنبه 8 اسفندماه سال 1390 14:27
فرستنده : سارا ملکی از اهواز) اگر خوبان عالم جمع باشند / یقینا نزد من ، تو بهترینی / اگر از خوبترها حلقه سازند / تو در آن حلقه ، میدانم نگینی . (فرستنده : نسترن از امیدیه) بغض هایم را به آسمان سپرده ام ، خدا به خیر کند باران امشب را . (فرستنده : **۰۹۱۹۶۶۳۴۲) عهد کن یارم بمانی تا قیامت ، ای رها / اولین و آخرین عشقم...
-
sms 1
دوشنبه 8 اسفندماه سال 1390 14:23
گفتی که بیا و از وفایت بگذر از لهجه بی وفاییت رنجیدم گفتم که بهانه ات برایم کافیست معنای لطیف عشق را فهمیدم * * * * * *اس ام اس عاشقانه – مریم حیدر زاده * * * * * * کاش به پرنده بودی و من واسه تودونه بودم شک ندارم اون موقع هم این جوری دیوونه بودم کاش تو ضریح عشق تو یه روز کبوتر می شدم یه بار نگاه می کردی و اون موقع پر...
-
ولن تاین هپیییییییییییی
چهارشنبه 26 بهمنماه سال 1390 12:11
1- افغانی ………..صدقه تو شونوم!………….!Sadghe to shonom 2- انگلیسی ……………..آی لاو یو!……………………!I love you 3- ایتالیایی …………………تی آمو!……………………..!Ti amo 4- اسپانیایی …………….ته کویرو !………………………!Te quiro 5- آلمانی ………….ایش لیبه دیش!………………!Isch liebe dich 6- آلبانی ……………………..ته دوه!……………………....!Te dua 7- ترکی …………….سنی...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 25 بهمنماه سال 1390 13:19
-
happy
سهشنبه 25 بهمنماه سال 1390 12:58
lentine is nothing like A chocolate or a rose. For in a week these shall be gone, But Valentines remain. If love were always sweet to tongue Or fragrant to the nose, Each day would be like Valentine's, And we would go insane. A Valentine just hangs around Waiting to be kissed Long after special days have passed And...
-
valentine
سهشنبه 25 بهمنماه سال 1390 12:51
حدودای ۱۷۰۰ سال پیش در روم حاکمی بنام کلودیوس بوده که فکر میکرده سربازای مجرد از متاهل ها قویتر هستن. واسه همینم ازدواج رو ممنوع میکنه تا سربازاش نتوننن ازدواج کنن و به قول خودش قوی بمونن. هر کسی هم که سرپیچی میکرده کشته میشده. این وسط یک کشیش به نام ولنتاین، برای سربازای رومی خطبه عقد میخونده ! خلاصه حاکم از این...
-
valentine!!!happy
سهشنبه 25 بهمنماه سال 1390 12:43
-
شعر درمورد بی حرمتی گلشیفته فرهانی
دوشنبه 24 بهمنماه سال 1390 16:15
آزاده تر که بود ز زن های این جهان؟ آن کس که کرد پیکر عریان خود عیان؟ گر این بُوَد رهایی انسان که ای گلی! هر تن فروش گشته رها طبق این گمان نشنیده ای تو ناله ی مردم ز خاک خود؟ ای گل! تو "مثل مادر"معصوممان بمان رحمی اگر به پاکی روحت نمیکنی بر حرمت "به نام پدر" کن تنت نهان عریانی تو عین اسیری برای توست...
-
شتاب شباب
یکشنبه 23 بهمنماه سال 1390 18:05
شتاب شباب شباب عمر عجب با شتاب می گذرد بدین شتاب خدایا شباب می گذرد شباب و شاهد و گل مغتنم بود ساقی شتاب کن که جهان با شتاب می گذرد به چشم خود گذر عمر خویش می بینم نشسته ام لب جوئی و آب می گذرد به روی ماه نیاری حدیث زلف سیاه که ابر از جلو آفتاب می گذرد خراب گردش آن چشم جاودان مستم که دور جام جهان خراب می گذرد به آب و...
-
نیلوفر
یکشنبه 23 بهمنماه سال 1390 10:35
نیلوفر از مرز خوابم می گذشتم، سایه تاریک یک نیلوفر روی همه این ویرانه فرو افتاده بود. کدامین باد بی پروا دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد ؟ در پس درهای شیشه ای رویاها، در مرداب بی ته آیینه ها، هر جا که من گوشه ای از خودم را مرده بودم یک نیلوفر روییده بود. گویی او لحظه لحظه در تهی من می ریخت و من در صدای شکفتن...
-
شیرین..فرهاد
یکشنبه 23 بهمنماه سال 1390 10:29
نازل شدن شیرین به دلجویی فرهاد مسکین در دامنهٔ کوه بیستون چو نازل شد به فرش سبزه چون گل به گل افشاند زلف همچو سنبل بر خود خواند آن آواره دل را برایش نرم کرد آن خاره دل را نشاندش رو به روی و پرده برداشت که دیدش کام خشک و چشم تر داشت به ساقی گفت آن مینای می کو نشاط محفل جمشید و کی کو بیار و در قدح ریز و به من ده گلم...
-
چشم مست
جمعه 21 بهمنماه سال 1390 17:39
برداشت پرده شمعم و پروانه پرگرفت بازار شوق پردگیان باز درگرفت شمع طرب شکفت در آغوش اشک و آه ابری به هم برآمد و ماهی به برگرفت زین خوشترت کجا خبری در زند که دوست سر بی خبر به ما زد و از ما خبر گرفت بار غمی که شانه تهی کرد از او فلک این زلف و شانه خواهدم از دوش برگرفت یک تار موی او به دو عالم نمیدهند با عشقش این معامله...
-
کاروان بیخبر
جمعه 21 بهمنماه سال 1390 17:32
کاروان بیخبر کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیست با دل این قصه نگویم که به دلخواهش نیست کاروان آمد و از یوسف من نیست خبر این چه راهیست که بیرون شدن از چاهش نیست ماه من نیست در این قافله راهش ندهید کاروان بار نبندد شب اگر ماهش نیست ما هم از آه دل سوختگان بی خبر است مگر آئینه شوق و دل آگاهش نیست تخت سلطان هنر بر افق چشم...
-
ســــــــــــــــــــعال
پنجشنبه 20 بهمنماه سال 1390 11:06
بهم بگو از عشق تصور تو چیه؟
-
ناکامیها
پنجشنبه 20 بهمنماه سال 1390 11:01
ناکامیها زندگی شد من و یک سلسله ناکامیها مستم از ساغر خون جگر آشامیها بسکه با شاهد ناکامیم الفتها رفت شادکامم دگر از الفت ناکامیها بخت برگشته ما خیره سری آغازید تا چه بازد دگرم تیره سرانجامیها دیرجوشی تو در بوته هجرانم سوخت ساختم این همه تا وارهم از خامیها تا که نامی شدم از نام نبردم سودی گر نمردم من و این گوشه...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 20 بهمنماه سال 1390 10:54
-
حالا چرا
پنجشنبه 20 بهمنماه سال 1390 10:40
حالا چرا آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توام فردا چرا نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا وه که با این عمرهای کوته...
-
با مرغ پنهان
چهارشنبه 19 بهمنماه سال 1390 16:21
با مرغ پنهان حرف ها دارم با تو ای مرغی که می خوانی نهان از چشم و زمان را با صدایت می گشایی ! چه ترا دردی است کز نهان خلوت خود می زنی آوا و نشاط زندگی را از کف من می ربایی؟ در کجا هستی نهان ای مرغ ! زیر تور سبزه های تر یا درون شاخه های شوق ؟ می پری از روی چشم سبز یک مرداب یا که می شویی کنار چشمه ادارک بال و پر ؟ هر کجا...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 18 بهمنماه سال 1390 10:29
چو آگاه شد دختر گژدهم که سالار آن انجمن گشت کم زنی بود برسان گردی سوار همیشه به جنگ اندرون نامدار کجا نام او بود گردآفرید زمانه ز مادر چنین ناورید چنان ننگش آمد ز کار هجیر که شد لاله رنگش به کردار قیر بپوشید درع سواران جنگ نبود اندر آن کار جای درنگ نهان کرد گیسو به زیر زره بزد بر سر ترگ رومی گره فرود آمد از دژ به...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 18 بهمنماه سال 1390 10:15
-
دنیای دل
سهشنبه 18 بهمنماه سال 1390 10:04
دنیای دل چند بارد غم دنیا به تن تنهایی وای بر من تن تنها و غم دنیایی تیرباران فلک فرصت آنم ندهد که چو تیر از جگر ریش برآرم وایی لاله ئی را که بر او داغ دورنگی پیداست حیف از ناله معصوم هزارآوایی آخرم رام نشد چشم غزالی وحشی گر چه انگیختم از هر غزلی غوغایی من همان شاهد شیرازم و نتوانی یافت در همه شهر به شیرینی من شیدایی...
-
حراج عشق
سهشنبه 18 بهمنماه سال 1390 09:56
حراج عشق چو بستی در بروی من به کوی صبر رو کردم چو درمانم نبخشیدی به درد خویش خو کردم چرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم در تو به خود باز آمدم نقش تو در خود جستجو کردم خیالت ساده دل تر بود و با ما از تو یک رو تر من اینها هر دو با آئینه دل روبرو کردم فشردم باهمه مستی به دل سنگ صبوری را زحال گریهٔ پنهان حکایت با سبو...
-
سر به سینه
پنجشنبه 6 بهمنماه سال 1390 16:05
بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی آهنگ اشتیاق دلی درد مند را شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق آزار این رمیده ی سر در کمند را بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان عمریست در هوای تو از آشیان جداست دلتنگم، آنچنان که اگر بینمت به کام خواهم که جاودانه بنالم...
-
مجنون
پنجشنبه 6 بهمنماه سال 1390 16:01
یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود سجده ای زد بر لب درگاه او پر زلیلا شد دل پر آه او گفت یا رب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای جام لیلا را به دستم داده ای وندر این بازی شکستم داده ای نشتر عشقش به جانم می زنی دردم از لیلاست آنم می زنی...
-
وا جوانی
پنجشنبه 6 بهمنماه سال 1390 15:43
وا جوانی بار دیگر گر فرود آرد سری با ما جوانی داستانها دارم از بیداد پیری با جوانی وا عزیزا گوئی آخر گر عزیزت مرده باشد من چرا از دل نگویم وا جوانی وا جوانی خود جوانی هم به این زودی به ترک کس نگوید من ز خود آزردم از فرط جوانی ها جوانی تا به روی چشم سنگین عینک پیری نهادم مینماید محو و روشن چون یکی رؤیا جوانی الفت پیری...
-
غوغا میکنی
پنجشنبه 6 بهمنماه سال 1390 15:35
غوغا میکنی ای غنچه خندان چرا خون در دل ما میکنی خاری به خود می بندی و ما را ز سر وا میکنی از تیر کجتابی تو آخر کمان شد قامتم کاخت نگون باد ای فلک با ما چه بد تا میکنی ای شمع رقصان با نسیم آتش مزن پروانه را با دوست هم رحمی چو با دشمن مدارا میکنی با چون منی نازک خیال ابرو کشیدن از ملال زشت است ای وحشی غزال اما چه زیبا...
-
ماه سفرکرده
پنجشنبه 6 بهمنماه سال 1390 15:33
ماه سفرکرده ماها تو سفر کردی و شب ماند و سیاهی نه مرغ شب از ناله من خفت و نه ماهی شد آه منت بدرقه راه و خطا شد کز بعد مسافر نفرستند سیاهی آهسته که تا کوکبه اشک دل افروز سازم به قطار از عقب قافله راهی آن لحظه که ریزم چو فلک از مژه کوکب بیدار کسی نیست که گیرم به گواهی چشمی به رهت دوخته ام باز که شاید بازآئی و برهانیم از...